كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

109

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

وحشت از او دور گردد . خديجه او را در آغوش گرفت و سعى مىكرد با نوازش وحشت را از او دور نمايد . تمامى منابع از اتكا خارج از تصور محمد ( ص ) بر خديجه در زمان بحران‌ها خبر مىدهند . از آن به بعد نيز هرگاه در كوه الهام جديدى به او مىرسيد لرزان نزد خديجه آمده و مىخواست تا او را با عبا بپوشاند . « 1 » ولى خديجه تنها يك همسر مهربان و آرامش‌بخش نبود ، او مشاور روحى محمد ( ص ) نيز بود . او نقش همان مشاورانى را كه در اديان يكتاپرست به كمك پيامبران آمده بودند بازى مىكرد . پس از اينكه تعادل روحى خود را باز يافت اولين سؤالش از خديجه اين بود : آيا من يك كاهن شده‌ام ؟ در عربستان كاهن‌ها ، در حقيقت ، نمايانگر افرادى بودند كه جنّ در وجود آنها رخنه كرده و به آنها قدرت پيشگوئى داده است . نقل است حسان بن ثابت ، شاعرى از اهالى يثرب ، كه بعدا مسلمان شد مىگفت : من جنّى دارم كه بر من ظاهر شده ، مرا به زور بر زمين مىزند ، و سپس مجبورم مىسازد تا اين اشعار را بر زبان بياورم . 24 محمد ( ص ) ارزش كمى براى أجنّه قائل بود ، زيرا معتقد بود كه آنان كم‌شعور بوده و اشتباه زيادى مىكنند . به‌هرحال ، اگر راه اثبات سرسپردگى او به خداوند چنين بود ، ديگر نمىخواست زنده بماند . آيه‌هاى قرآن نشان مىدهند كه محمد ( ص ) در طول زندگى خود تا چه حد نسبت به پيشنهاداتى كه ممكن بود توسط جنّيان به كسى تلقين شده باشد حساس بود ، و به همين دليل با دقت تمام آيات قرآن را از شعر عربى مجزا نمود . همان‌گونه كه در قبل آمد خديجه با دلواپسى خاصى مىخواست محمد ( ص ) را آرام سازد . او مىگفت : « مطمئن باش كه خدا چنين روش سخت ، مستبدانه و غيرمنطقى براى الهام وحى خود انتخاب نمىكند . تو ( محمد ) در تمام زندگى با خداوند دوستانه برخورد كرده‌اى و او هم در مقابل نخواهد گذارد كه تو شكست بخورى . تو هميشه با بستگان و نزديكان مهربان بوده‌اى ، هميشه كمك و ياور يتيمان و فقرا بوده‌اى ، مهمانان خود را ارج گذارده و تا دم در بدرقه مىكنى ، مدام در پى كمك به نااميدان هستى ، چگونه ممكن است خداوند با تو اينچنين كند . » 25 نهايتا خديجه تصميم گرفت تا موضوع را با ورقه بن نوفل ، پسر خاله‌اش ، كه مسيحى گرديده و كتاب‌هاى آسمانى را مطالعه مىكرد درميان بگذارد . ورقه هيچ شكى در

--> ( 1 ) - برطبق مدارك صحيح ، تنها در ابتداى نزول وحى حضرت به خود گليم و جامه پيچيده و احساس سرما و لرزه نمود .